|
|
|
|
|
دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت کِی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم . . . . این ساحل خسته را تو پیدا کردی این موج نشسته را تو برپا کردی من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق مرداب دل مرا تو دریا کردی . . . . . فرقـی نمـی کند بگویم و بدانـی …! یا … نگویم و بدانـی..! فاصله دورت نمی کند …!!! در خوب ترین جای جهان جا داری …! جایـی که دست هیچ کسی به تو نمـی رسد.: دلــــــــــــــم…..!!! . . . باید ببینمت ! چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام تو را تجویز کرده است . . . . . . قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم . . . . . . هنوز هم دلم تنگ می شود برای محض حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود من هم به آنها تکیه داده بودم . . . . . . اولم خنده، ز بیدردی بود آخرم، گریه ز بیدرمانی . . . . . . در سایه دلشکستگی پیر شدم غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم تا امدم اشنای قلبت باشم گفتی که من از غریبه ها سیر شدم . . . . . . یک سمت تویی و عشق: مرگی ساده یک سمت جهان به قتل من آماده! می ترسم! مثل بچّه گنجشکی که در دست دو بچّه ی شرور افتاده . . . . . . دیگر نه دلم شوق تماشا دارد نه پنجره ای به سمت فردا دارد تنهایی دیگری برو پیدا کن این غار برای یک نفر جا دارد . . . . . . صرف فعل “دوست داشتن” بسیار سخت است: گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست حالش کاملاً اخباری ست آینده اش هم شرطی . . . . . . غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه ی فردا باشی غربت آن است که چون قطره ی آب ، در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل ، در میان همه کس یکه و نها باشی . . . . . . گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند . . . . . . کسی هست شانه هایش را، به من قرض بدهد تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟؟؟ . . . بعضی ها به ظاهر وقتی اول وارد لیست دوستانت که میشوند چیزی با خود نمیآورند ولی وقتی میروند ، همه چیز آدم را با خودشان میبرند . . . . . . کاش میشد که دلم از عاشقی بو ببرد یار آمده دل را به شکار چشم آهو ببرد خسته ز دلم … بگو خریدار کجاست ؟ تا قلب مرا به شرط چاقو ببرد . . . هر چند که باشی عاشقی دل نگران ، حس می کنم این را که شبی در باران ، این بازی ِ « تا ابد کنارت هستم » ، با سوت قطار می پذیرد پایان . . انگشت مزن بر دلِ پر حوصلهی ما بگذار که سربسته بماند، گِلهی ما . . . . . . سکوت و خلوت بغض شبانه چه دلگیر است بی تو حجم خانه تو رفتی و دلی دارم که هر دم برای گـــریــــه می گیرد بهانه . . . . . . دل من محکمه ایست که به من میگوید: همه را دوست بدار، به همه خوبی کن، و اگر بد دیدی، دل به دریای محبت بزن و بخشش کن . . . کاش دستی بود و دستم میگرفت انتقام از نفس پستم میگرفت . . . . . . امید وصــل تـــو نگذاشت تا دهـــم جان را وگـــر نه روز فراق تـــو مردن آســـان بود . . . . . . دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد . . . . . . بی درد وا نشد دل غفلت گرفتهام قفلی که زنگ بست، شکستن کلید اوست . . . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 11:51 توسط جوکی جوک
|
|
||
|
|
|
|
|
اینکه از جیب پدر بچه او با خبر است اینکه زن درک کند شوهر او در بدر است اینکه احساس کند وضع چقدر خر تو خر است ! بهترین هدیه روز پدر است ! . . . روز میلاد مقدس ترین نجیبترین باتقواترین مهربانترین باگذشت ترین نورانی ترین وفادارترین شیرمرد عالم هستی ، به تک تک مردان که شباهتی به آن نور الهی ندارند چه ارتباطی داره که هدیه هم میخوان !؟ . . بااینکه من از وضع خودم دلگیرم بی هدیه برای تو پدر میمیرم! در شهر به هر مغازه رفتم دیدم جوراب نداشت،بنده بی تقصیرم! . . . روز مرد ، بر شما نامرد مرحترمه مبارک باشه ایشالا ! . . . ضمن سپاس از آقایانی که در روز زن محبت خود را با خرید گل و کادو و برگزاری شام در رستوران به همسرانشان نشان دادند پیشاپیش به اطلاع میرسانیم، برای دستیابی به اجر اخروی مخارج روز مرد صرف امور خیریه خواهد شد ! (انجمن بانوان نیکوکار !) . . . آما ممکنه زن باشن ولی زنها ممکن نیست آدم باشن ! بزن دست قشنگرو ! پیشاپیش روز خوردمون ، روز مرد مبارک . . . مرد یعنی: یک جهان بیچارگی، یک بلای خانگی. سایه پر درد سر، یک هیولای دو سر. یک کویر بی گیاه، زندگی با او تباه. آسمانی بی فروغ،هر چه میگوید دروغ. شوره زاری بی علف، عمر زن با او تلف….. (سازمان حمایت از زنان کادو نگرفته در روز زن!) . . . مرد یعنی کار و کار و کار و کار یکسره در شیفت های بیشمار مثل یک چیزی میان منگنه روز و شب از هر طرف تحت فشار مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو ختم مطلب ، مرد یعنی جان نثار خلقتش اصلا به این درد بود تا درآرد روزگار از وی دمار روز مرد مبارک . . . سلام ، ولادت با سعادت حضرت علی(ع) و روز پر شکوه و مهم مرد به تو نامرد هیچ ربطی نداره ! . . . پیشاپیش “روز ملی جوراب” که در ایران به آن روز “پدر” می گویند مبارک ! . . . امروز به نام پدران نام گرفت / زن رفت و ز همسر خودش وام گرفت هر مرد در این روز بدیدم، کادو / جوراب ، لباس زیر یا مام گرفت ! . . . شاعر در بیت دیگری می فرماید: روز مرد است و عجب! کادوی ما نایاب است / گر چه این دُر گرانقدر همان جوراب! است . . . روز مرد , روز سبیل , روز اشرف مخلوفات بر همه سبیل داران و همینطور بر جامعه ذلیل نساء مبارک باد. باشد که بیش از پیش شاهد آقایی و سروری مردان باشیم ! . . . وای روز مادر و روز پدر / جدم از ناراحتی آید به در روز مادر یک النگو می دهم / زن دهد جوراب در روز پدر تازه پول دومی را هم زمن / می ستاند از طریق گل پسر قیمت جوراب من هم لاجرم / از النگو هست قدری بیشتر ! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 0:10 توسط جوکی جوک
|
|
||
|
|
|
|
|
پیشاپیش روز مرد روز صاحبان قلب سرد روز منت کشان سر شب روز مزاحمین نصف شب بر شما دلاوران ۵ شنبه شب مبارک ! . . . پیشاپیش روز مرد روز روباه مکار گربه نره شاهزاده همیشه گدا پینوکیوی دروغگو خرس پشمالو گرگ شکمو جغد شب بیدار مزاحم همیشگی زیبای خفته …… مبارک باد (انجمن زنان کادو نگرفته) . . . سلام بابا جون . امروز که داشتم به تقویم نگاه میکردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم ، نوشته بود پنج شنبه۲۶ خرداد ۱۳۹۰ ، ۱۳ رجب ۱۴۳۲ ، ۱۶ژوئن ۲۰۱۱ مصادف با تولد امام اول شیعیان حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعا حقیقت داره یا نه !!؟؟ . . . بدلیل گران شدن اجناس و تورم امسال روز پدر روز یوم الشک اعلام شد ! . . . مرد باید: خشن باشه،خفن باشه، سبیل داشته باشه، اخلاقش مثل سگ باشه، تف کنه اندازه یک بشقاب، زیر بغلش بوی گند بده، دست بزن داشته باشه، بوی جورابش فیل و از پا بندازه، صدای آروقش تا ۱۰ تا خونه انور تر بره و…… حالا مردی یا نه؟ اگه مردی روزت پیشاپیش مبارک . . . روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم! ( هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم ) . . . حیف حیف حیف که خیلی نامردی وگرنه روز مردو بهت تبریک میگفتم ! . . . می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه اما روز پدر جوراب فروشی ها .. می دونی شباهشتون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا می ره |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 0:9 توسط جوکی جوک
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی یعنی همین لبخند تو / عشق یعنی یک نفر مانند تو مرحبا بر عشق تفسیرش تویی/ آفرین بر آسمان ماهش تویی . . . . . . گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدن الان دیگه از روی هم رد می شن . . . . . . در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست ای دوست بیا روشنی محفل ما باش / ما را طمعی از تو به جز مهر و وفا نیست . . . . زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که میرقصم . . . . . . خدا کند تبسم لبی به آه نشکند / بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای / خدا کند که بال او ، میان راه نشکند . . . گفتند «دوست» چند بخشه ؟ گفت : کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته «یه دنیاست»
. . . امشب غم تو در دل دیوانه نگنجد / گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد تنهاییم امشب که پر است از غم غربت / آنقدر بزرگ است که در خانه نگنجد . . . . . . گفتم : ای جنگل پیر تازگیها چه خبر ؟ پوزخندی زد و گفت : هیچ ، کابوس تبر . . . . . . __/ΓΠ\_ ‘-O—-O-’ برات آژانس فرستادم سوار شو بیا دلم برات تنگ شده ! . . . قطار ! راهت را بگیر و برو نه کوه توان ریزش دارد ! نه ریزعلی پیراهن اضافه ! هیچ چیز مثل سابق نیست . . . . . . تو در من آن تب گرمی که آبم می کند کم کم نگاهت نیز چون مستی خرابم می کند کم کم منم آن کهنه دیواری به جا از قلعه های سنگ که باد و آفتاب آخر خرابم می کند کم کم . . . . فراموش کردن دوستان بزرگ لطمه زدن به قانون خاطره هاست همیشه بیادتم ! . . . ز حال من اگر پرسی،جز دوری ملالی نیست ملالی هم اگر باشد ، تو خوش باشی خیالی نیست نمی دانم که در خاطر بری نام مرا یا نه ولی این را بدان هرگز خیالم از تو خالی نیست . . . . چه تلخ محاکمه می شوند پاییز و زمستان که برای جان دادن به درخت ، جان می دهند و چه ناعادلانه کمی آن طرف تر همه چیز به نام بهار تمام می شود . . . . دل به یار بی وفای خویشتن دادم و دیدم سزای خویشتن زخم فرهاد و من از یک تیشه بود او بسر زد و من بپای خویشتن هر که ننشیند بجای خویشتن افتد و بیند سزای خویشتن . . . . . . هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر میشه ! . . . ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم کوزه گر کوزه بسازد زخاک بدنم لب آن کوزه بسازند زخاک لب من بی خبر لب بگذاری به لبان دهنم . . . . . . وقتی تو نیستی سرشان را بالا نمی آورند گل های آفتابگردان خانه ی ما . . . . . . غریبه بود اشنا شد … عادت شد …عشق شد …هستی شد … روزگار شد …خسته شد… بی وفا شد …دور شد…بی گانه شد … فراموش نشد… . . . بودن و نبودنت هم خوب است! اینها اگر نباشد کِی از نبودنت بمیرم و کجا برای باز دوباره بودنت پر پر بزنم؟! بگذار زندگیم همین قدر غیرعادی باشد من همه این ها را دوست دارم . . . نفس کشیدن سخته.. تورو ندیدن سخته.. تو پیچ و تاب عاشقی.. به تو رسیدن سخته . . . . . . نه.. نه! گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم! به گمانم … یک خاطره است |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 22:56 توسط جوکی جوک
|
|
||